محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
457
مخزن الأدوية ( ط . ج )
آن سفيد و ريزه و منبت آن زمينهاى غير مزروع معطل . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : جهت حبس الدم بواسير و نزف الدم جراحات تازه و كهنه و التيام دهنده آنها و نواصير و به دستور ذرور آن مفيد است و اهل هند مىگويند كه چون آن را بسوزانند و نمك آن را بگيرند بدين نحو كه آن را بسوزانند تا خاكستر شود و خاكستر آن را در آب حل كنند و آب آن را به جر علقه بگيرند و طبخ نمايند تا آب بسوزد و نمك بماند و اندكى از آن را بخورند به جهت سعفه يعنى كچلى و جميع اورام مايى و قيلة الماء نافع و مجرب است . سطرونيون به فتح سين و سكون طا و ضم را و سكون واو و كسر نون و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون لغت يونانى است . ماهيت آن : نباتى است ما بين گياه و شجر كه اكثر در گندمزارها مىرويد و با گندم مىرسد و ساق آن باريك و پر گره و بىشاخ و برگ آن به قدر انگشت ابهام ما بين استداره و طول و سر برگهاى آن باريك و از يكديگر متباعد و در رنگ شبيه به برگ كلم و در آخر ساق آن شعبههاى ريزه و به جاى ثمر قبهها بر آن شعب رسته و سفيد صنوبرى شكل و گل آن سفيد و زرد و مانند گل ياسمين و تخم آن مانند زيره و بيخ آن دراز و سفيد و با اندك تلخى و تندى و خوشبويى و قوىتر از ساير اجزاى آن مستعمل و معطس و لهذا آن را به جاى كندش استعمال مىنمايند و غلط كرده كسى كه آن را كندش دانسته به شبهه استعمال اين به جاى آن و فعل اين مانند فعل آن و صاحب اختيارات بديعى بيخ عرطنيثا دانسته و نيست چنين و نيز غير از ربو است زيرا كه آنها همه با سميتاند به خلاف سطرونيون . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : بغايت جالى و تند و محلل قوى و آشاميدن آن با عسل مسهل رطوبت بارده جهت عسر نفس و امراض جگر و يرقان سدى و ادرار حيض و با جاوشير و بيخ كبر جهت ورم طحال و ادرار بول و تفتيت حصات و سعوط آن جهت تنقيه دماغ از فضلات و قطور آن در بينى جهت درد دندان و در ادويه چشم جهت جلاى بصر و تقويت آن و سعوط ربع درهم آن با بيست عدد زيره كرمانى و زيت الانفاق جهت لقوه مجرب دانستهاند و ضماد آن با آرد جو و سركه جهت جرب متقرح و مطبوخ آن با شراب و آرد جو جهت تحليل اورام حاره و طلاى آن جهت رفع بهق و جميع آثار جلد و با گل ارمنى جهت رفع درد دندان و در فرزجات جهت تنقيه رحم . مقدار شربت آن : تا نيم درم . مضر سينه و محرق اخلاط ، مصلح آن كثيرا است . فصل السين مع العين المهمله سعد به ضم سين و سكون عين و دال مهمله به فارسى مشك زمين و در تنكابن استكو و به تركى تبلاق و قرقرون و توبالاغ نيز و به هندى موتهه به ضم ميم و سكون واو و فتح تاى مثناة فوقانيه و خفاى ها و مشكك نيز نامند . ماهيت آن : بيخى است بعضى مدور طولانى و بعضى طولانى و بعضى مفرطح و انواع مىباشد يكى به قدر زيتون و بزرگتر از آن و سياه و اندرون آن سفيد و خوشبو و بهترين آن بزرگ باليده به اوصاف مذكوره كوفى بستانى آنست و آنچه در كنار آبها رويد و يا در آبها ضعيف و دويّم هندى است كه اندرون آن سفيد نيست و كوچكتر است از كوفى و يك نوع ديگر هندى شبيه به زنجبيل است و چون آن را بخايند زعفرانى رنگ بود و چون اين را بر جلد بمالند در ساعت موى آن را بسترد و اين نوع با سميت بود و نوع ديگر آنست كه در شيراز در ميان ريگ و گل زرد مىرويد و در كنار رودخانهها نيز و اين اگر چه كوچك است امّا بهتر از هنديست زيرا كه اندرون آن بسيار سفيد است و خوشبو و برگ آن شبيه به برگ گندنا و از آن بلندتر و باريكتر و با صلابت و اندك خشونت . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و بعضى در اول گرم و در دويّم خشك دانستهاند . افعال و خواص آن : مجفف بىلذع و مدر بول و حيض و مفتت حصات و مفتح افواه عروق و مخرج عفونات و جهت زيادتى فهم و عقل و صداع بارد و بدبويى بينى و بواسير الانف و مقعده و نيكويى رنگ رخسار و خفقان و يرقان و تقويت معده و هاضمه و اعصاب و تحريك باه و اشتهاى طعام و قروح معده و طرد رياح و سم عقرب گزيده شرباً و ضماداً مؤثر و چون با آب ساييده و در ظرف سفالى كرده بر روى آتش گذارند تا رطوبت آن منجذب شود پس برداشته هر روز ناشتا قدرى از آن را بخورند جهت تقويت معده و رفع سوزش فم معده به سبب بدهضمى و بدبويى دهان به مشاركت معده نافع و با روغن حبة الخضراء جهت درد كمر و سردى گرده و مثانه و تقطير البول و تبهاى كهنه و قطع قى و برودت رحم و به هم آوردن فم آن شرباً و حمولًا و قطور آن جهت گرانى سامعه و سنون آن جهت تقويت دندان و لثه و خوشبويى دهان و رفع قروح و بدبويى آن و ذرور آن جهت رويانيدن گوشت بر جراحت مزمنه كه به سبب زيادتى رطوبت باشد و جهت دردهاى بارد ريحى و به دستور ضماد آن جهت